الملا فتح الله الكاشاني
125
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
همين خرما و انگور و تخصيص آنها به جهت فضيلت و شرف يا كثرة منافع آنهاست و ميتواند بود كه مراد بثمرات منافع باشد يعنى در او انواع منفعتها باشد * ( وَأَصابَه الْكِبَرُ ) * و حال آنكه فرا رسيده باشد خداوند اين باغ را پيرى و بزرگ سالى كه فقر وفاقه درين سن اصعب است و محتملست كه واو براى عطف باشد نه حاليه حمل بر معنى و تقدير اينكه ( أ يود احدكم لو كانت له جنة و اصابه الكبر ) يعنى آيا دوست دارد يكى از شما كه باشد او را بوستانى پر از ثمار و برسد او را پيرى * ( وَلَه ذُرِّيَّةٌ ) * و مر او را باشد درين پيرى فرزندان * ( ضُعَفاءُ ) * كه خورد و ناتوان باشند و قادر بر تكسب نباشند و معيشت او و فرزندان او همه ازين بوستان باشد * ( فَأَصابَها إِعْصارٌ ) * عطفست بر اصابه يعنى پس برسد بدين بوستان پر ميوه ريحى عاصف كه مراد گرد بادست كه منعكس مىشود از زمين به آسمان و بر شكل استداره بهم ملتف مىشود مانند عمود مثل التفات جامه در حالت فشردن * ( فِيه نارٌ ) * كه در آن آتشى باشد و اينچنين باد آتشين را سموم ميگويند * ( فَاحْتَرَقَتْ ) * پس بسوزد آن باغ بسبب سموم و صاحب باغ متحير شده مهموم شود و در كار خود فرو ماند غرض تمثيل حال آن كسيست كه افعال حسنه كرده باشد و آن را به ريا و ايذا كه محيط آنست آميخته به حال كسى كه باغى پر از ميوه داشته باشد كه ممر معيشت او منحصر باشد به آن پس سمومى بدان وزد و همه را نابود سازد در وجه شبه عدم انتفاعست يعنى هم چنان كه نفع اين باغ با وجود احتياج به آن زوال پذير شود و صاحب آن بفوت آن حسرت و ندامت خورد مرائى نيز در روز قيامت كه محل شدة احتياجست از عمل خود منتفع نشود و در حسرت و اسف بماند و سعى او هباء منثورا شود كقوله تعالى وَقَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناه هَباءً مَنْثُوراً و قوله لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا حاصل كه باغ عمل منافق و مرائى كه بر آن اميدوارى داشته باشد بسموم عدل الهى بسوزد و ايشان مهجور و محروم بمانند و به عذاب و عقاب سرمدى گرفتار شوند نه كارى كه يابند مزدى بر آن نه حالى كه بينند نفعى در آن زابر ريا برقى افروخته همه كسب اعمالشان سوخته * ( كَذلِكَ ) * همچو بيانى كه در باب صدقه و جهاد كرده شد * ( يُبَيِّنُ اللَّه ) * بيان مىكند خدا * ( لَكُمُ الآياتِ ) * براى شما نشانهاى الطاف و احسان خود را * ( لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ) * شايد كه شما در آن تفكر كنيد و از آن عبرت گرفته در عبادت غيرى را شريك وى نسازيد و بعد از ذكر انفاق و بيان صفت منفق و وجوب تقرب در صدقه و حفظ آن از من و اذى به جهت جامعيت بيان ذكر صفت صدقه مىكند و ميفرمايد